یه روز دم دمای غروب ، وسط هفته ، بیا بریم درکه قدم بزنیم . . .
حرف بزنیم ، بریم بالا . . . وقتی به ماه نزدیکتر شدیم ، بشینیم
تو نور نقره ای ماه دست همو بگیریم . . .
می خوام تو هرم نفسای تو . . . تو عطر خنک پیرهن تو . . .
تو تاریک روشن خطوط صورتت . . . تو کوچه باغ چشات . . بمیرم . .
عزیزم
بیا یه شب بریم دار آباد . . . بریم بوکا، خوشمزه ترین پیتزای دنیا رو
بخوریم با سیب زمینی تنوری داغ لای زرورق آلمینیومی . . . با اون
سس های ترش و شیرینش . . .
یه روز بریم پارک جمشیدیه و کلی رو سنگفرشای قشنگش قدم
بزنیم و رو سن تأتر سنگیش بشینیم و به دنیای بی معرفت و
همه جداییها بخندیم . . .
یه روز بریم موزه ی هنرهای معاصر و تو دالونای از هنر لبریزش
هی پیچ بخوریم و بریم تو قلب همه هنرای دنیا . . .
و تو کافی شاپش . . .
یه روز بریم کافه نادری و چشممونو به همه کتک خورای
سینما که حالا اونجا رو پاتوق خودشون کردن ببندیم و صدای قدما
و صدای فروغ و هدایت و شاملو و همه اونایی که یه عمر با
نوشته هاشون عاشق شدیم و . . . حس کنیم و . . .
لبالب از حس دلتنگی و غربت شیم . . .
یه روز بریم کاخ نیاوران رو صندلیهای چوبیش زیر درختای قشنگش
بشینیم و پرواز قشنگ طوطی هاشو ببینیم و . . .
یه روز بریم کاخ سعد آباد . . . تو سکوت عجیبش . . . تو منظره های قشنگش . . .
یه روز برفی تو زمستون . . بریم توچال . . ایستگاه آخر . . .
هتل تو چال ، مرتفع ترین هتل دنیا و او ن بالا آدم برفیا رو . . .
یه روز بریم شمال . . . یه روز بریم جنوب . . .
یه روز یه قطار سوار شیم و تا آخر خط آهن باهاش بریم . . .
حالا هر جای دنیا که شد . . .
یه سفر بریم دریا . . . سوار یه کشتی ی بزرگ از رو اقیانوسا بریم یه جزیره ی رویایی . . اونور دنیا . . .تو راه با دلفینا همسفر شیم . . .
خدا رو چه دیدی ؟ شایدم رو یه تخته سنگ چند تا پری ی دریایی
دیدیم . . .
بیا بریم . . . بیا بریم . . . بیا بریم . . .
( امیر بابک یحیی پور )