تو . . . پایان برزخم بودی و

آغاز راهی که سالها

تردید نبود تو

از پیمودنش بازم می داشت . . .

و حضورت

امید درنوردیدنش بود

برای من . . .

من که توان پرگشودنم

همواره
انکار می شد

اکنون نگاه تو

به بلندای جاودانگی

قامت پرواز مرا

برافراشته است .



( امیربابک یحیی پور )