خانمها . . . آقایان
قدرت خرید من
بالاست
ستاره دیشب مرد
نه از سرطان
یا یک تصادف هولناک
تنها از یک عفونت ساده . . .
شنیده ام در آنسوی شهر کلاسی ست
که آخر هفته تور خنده گذاشته است . . .
و کودکی کنار جوی
با موشهای مرده
بازی می کند . . .
و شب زیر برف
پشت شیشه ی رستورانی شیک
آب تلخ دهان خویش را
می بلعد . . .
در شهر من
دخترکان کبریت فروش
کنار رویاهای سوخته شان
حرام می شوند . . .
و خواب بادبادکهای پسران
به بوس کابوس های شبانه
از هم می درد . . .
یادم باشد
دروغ چیز بدی ست
نزول ٬ فریب ٬ خیانت
دزدی ٬ انباشتن مال
فخر ٬ تحقیر و ظلم و ستم
به آنکه ندارد
یا نمی تواند . . .
چیز بدی ست
چرا که هر روز بر قطر شکمم می افزاید
کلسترول خونم بالا می رود
و یک روز مثل سگ
خواهم مرد .
ای کاش خانه ای بود
که در یک کف دست
جا می شد . .
آنگاه می توانستم
شش دانگش را به نام بزنم . . .
و حلقه هایی تراش خورده از حلبی
که النگوی دستان خالی ی
دخترکان کنم . . .
و کبابی از نان خشک
که عطر اشتها آورش
تا فرسنگها در فضا بپیچد . . .
و همه گرسنگان را سیر کند . . .
آری . . .
قدرت خرید من
بالاست . .
نیمه شب
وقتی که خسته از کار باز می گردم
پیش چشمت باز
دستهای خالی ام را باز می کنم . . .
بوسه ات بر دستان من
خنجری ست
به قلب اینهمه تاریکی . . .
( امیر بابک یحیی پور )
قدرت خرید من
بالاست
ستاره دیشب مرد
نه از سرطان
یا یک تصادف هولناک
تنها از یک عفونت ساده . . .
شنیده ام در آنسوی شهر کلاسی ست
که آخر هفته تور خنده گذاشته است . . .
و کودکی کنار جوی
با موشهای مرده
بازی می کند . . .
و شب زیر برف
پشت شیشه ی رستورانی شیک
آب تلخ دهان خویش را
می بلعد . . .
در شهر من
دخترکان کبریت فروش
کنار رویاهای سوخته شان
حرام می شوند . . .
و خواب بادبادکهای پسران
به بوس کابوس های شبانه
از هم می درد . . .
یادم باشد
دروغ چیز بدی ست
نزول ٬ فریب ٬ خیانت
دزدی ٬ انباشتن مال
فخر ٬ تحقیر و ظلم و ستم
به آنکه ندارد
یا نمی تواند . . .
چیز بدی ست
چرا که هر روز بر قطر شکمم می افزاید
کلسترول خونم بالا می رود
و یک روز مثل سگ
خواهم مرد .
ای کاش خانه ای بود
که در یک کف دست
جا می شد . .
آنگاه می توانستم
شش دانگش را به نام بزنم . . .
و حلقه هایی تراش خورده از حلبی
که النگوی دستان خالی ی
دخترکان کنم . . .
و کبابی از نان خشک
که عطر اشتها آورش
تا فرسنگها در فضا بپیچد . . .
و همه گرسنگان را سیر کند . . .
آری . . .
قدرت خرید من
بالاست . .
نیمه شب
وقتی که خسته از کار باز می گردم
پیش چشمت باز
دستهای خالی ام را باز می کنم . . .
بوسه ات بر دستان من
خنجری ست
به قلب اینهمه تاریکی . . .
( امیر بابک یحیی پور )
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۰ ساعت 12:6 توسط امیر بابک یحیی پور
|
چون نگاه و چشم بر هم