خواب چه می بینی ؟


پروانه ها باز گشته اند . . بیدار شو . . .

هنوز هم دوستی تا ندارد . .

قاصدکها جهان را تسخیر کرده اند . .

بیدار شو . . .

دور نبود اینهمه راه ؟ !

که دورتر رفتی . . .

شب ها بی ستاره مانده اند . .

بیدار شو . .

بین ما سکوت سنگینی ست . . .

دیگر کسی نیست که

شادی های نداشته اش را

قسمت کند . . .

بیدار شو . .

حتی مرگ هم تردید دارد از بردنت . .

چرا که می داند

بی تو جایی از جهان

تهی می ماند از

آنهمه مهربانی و سخاوت خنده و

عشق . .

بیدار شو . . .

باور نمی کنم . . . که نباشی . . .

تو صدای مرا می شنوی

بیدار شو . . .

تا تلخ نشوند

سعادت های شیرین

دخترکان و پسران .



( امیر بابک یحیی پور )